حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2388
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اعلام و عهد مودّت را . چنان كه در زمان سلطنت پدرش بين دولتين برقرار بود ، تجديد كند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 55 ، بند 11 ) . سفير مأمور بود راجع بارمنستان چيزى نگويد ، ولى فرستادن برادرهاى فرهادك را به ايران از اگوست بخواهد . سابقا مورّخين گمان ميكردند ، كه اين سفارت در زمان فرهاد چهارم بروم فرستاده شده ، ولى اكنون ترديدى باقى نيست ، كه فرهادك آن را فرستاده نه فرهاد چهارم ، زيرا شاهزادگانى ، كه در روم بودند ، برادران اوّلى بودند نه دوّمى . قيصر جوابى خيلى خشن داد . اگرچه معلوم بود ، كه فرهادك برادرانش را با چه مقصود استرداد ميكرد ، يعنى ميخواست آنها را نابود گرداند ، ولى امتناع قيصر از پس دادن آنها جهات ديگرى هم داشت ، كه پائينتر روشن خواهد بود . خلاصه آنكه قيصر فرهادك را باسمش خطاب كرده گفت ، كه او تخت را غصب كرده و حق ندارد بىوثيقه عناوين سلطنتى را به خود ببندد و بايد قشون پارتى را هم از ارمنستان بيرون برد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 55 ، بند 11 ) . عبارت « بىوثيقه » مقصود قيصر را مىرساند : نقشهء او چنين بود ، كه اگر فرهادك شرايطى را ، كه قيصر وثيقه ميدانست ، پذيرفت ، لابد از ارمنستان صرفنظر خواهد كرد و هرگاه حاضر نگرديد ، اين كار بكند ، قيصر درصدد برخواهد آمد ، كه يكى از شاهزادگان اشكانى را ، كه در روم اقامت دارند ، بر تخت دولت پارت بنشاند ، زيرا در اين صورت شخصى ، كه بر تخت مىنشست ، وثيقه را ميپذيرفت . فرهادك از اين جواب قيصر نترسيد و نامهاى به قيصر نوشته خود را شاهنشاه خواند و عنوان اكتاويوس را فقط قيصر نوشت ، يعنى عنوان اگوست « 1 » و امپراطور را حذف كرد ( ديوكاسّيوس ، همانجا ) . پس از آن روابط دولتين كدر گشت و حال بدين منوال بود ، تا اگوست خواست بتهديدات اكتفاء نكرده بعمليّات بپردازد .
--> ( 1 ) - اگوست عنوانى است تقريبا بمعنى « ملكوتى صفات » ، كه در ايران سابق نسبت بپادشاهان استعمال ميكردند . حالا گاهى بمعنى همايونى استعمال مىشود و آن هم در مورد پادشاهان .